X
تبلیغات
رایتل
شنبه 29 بهمن‌ماه سال 1384

دیشب برگشتم.بعد از ۱۰ روز.جدی ۱۰ روز؟

مثل یه خواب بعد از ظهر کوتاه بود.

اولش رفتم اصفهان.سردوبارونی بود.یه بعد از ظهر رفتم کنار زاینده رود.البته نه جای شلوغش .رفتم اونجا که نزدیک باغ پرنده هاست.۲ نخ سیگار کشیدم توسرما.یکی به جای نسترن و یکی به جای دوست تازه پیدا شده ام .

تو هتل تا صبح قمار میکردیم.آشنا شدن با یه دوست جدید هم برام خیلی جالب بود.هنوز نور ملایم رستوران هتل عباسی رو یادمه.

۲ کتاب هم تو اصفهان کادو گرفتم:۸ کتاب سهراب سپهری و فرشته نزدیک است.

بعد به صورت کاملا غیر منتظره رفتم آبادان.

واییییییییییییییییی.جای همتون خالی.اهواز و مسجد سلیمون هم رفتم.یا به قولی:ام ای اس.

خیلی خوب بود.همه چیز خوب وعالی پیش رفت.چند تیکه فیلم وعکس هم گرفتم.تو آبادان یه کتاب کادو دادم به اسم قاضی.

حالا برگشتم.به همه اونایی که آپ کردن سرزدم.

الان هم دارم به آهنگ :این مای سیکرت لایف گوش میدم .لئونارد کوهن.

 

 

Page Rank