X
تبلیغات
رایتل
سه‌شنبه 25 دی‌ماه سال 1386

 

 

 

دیشب باز تو فکر فروغ بودم و کارهاش و زندگی و غم هاش.باز هم غمی

عجیب و بی اسم و بی نشان به سراغم اومد که معمولا بعد از خوندن

شعرهاش و فکر کردن به زندگیش دچارش میشم.

این دفعه اما سعی کردم از نگاه دیگه یی هم ببینم .

یاد تنهایی و بزرگواری پرویز افتادم و بی پناهی و بی مادری کامیار.

گور بابای پرویز شاپور .بره یه زن دیگه بگیره.اصلا شاید هر زن هرجایی

 یه شبه یی هم بتونه بکنه کاری که فروغ میکرد براش.

کامیار چی؟کامیار هم بره یه مادر دیگه بگیره؟

کسی بعد از فروغ براش فیل و ماشین نقاشی کرد؟

کی «فین»کردن رو یادش داد؟

کسی بهش فرصت بچه گی کردن رو داد؟

کی اولین خط خطی هاشو قاب کرد زد رو دیوار؟

کسی بعد از اون براش صدای گربه و خروس در آورد؟

بعدها که به مدرسه رفت نوشت:مادر در باران رفت؟

 

به خاطر شعر یا فیلم یا عصیان یا حتی ابراهیم گلستان میشه برای کسی

مادری نکرد؟

 

«ساده است چیدن گلی

و فراموش کردن که

گلدان را آب باید داد...»

آخماتوا

 

 

 

 

Page Rank